خدانگهدار سینما جمهوری...

متاسفانه انگار قرار نيست سينما جمهوري يا همان نياگاراي دهه هاي 40 و 50 که بخشي از خاطره جمعي متولدان دهه هاي 20 و 30 است، رنگ آرامش به خود ببيند. اين نکته وقتي دوباره تاييد شد که ساعت چهار بامداد جمعه خانواده حاتمي و علي مصفا متوجه شدند سينماي دوباره احياشده نيمه دهه 80 در شعله هاي آتش سوخته است. اين پايان يک مقطع ديگر از عمر سينمايي است که روزگاري چراغ هاي نئون قرمزرنگ اش بخشي از جلوه خيابان جمهوري به حساب مي آمد و از نشانه هاي تهران مدرن به حساب مي آمد.
سوختن يا سوزاندن؟
هنوز دليل رسمي آتش سوزي سينما جمهوري که به تخريب بدنه اصلي اين سينما انجاميد اعلام نشده است اما از صبح روز گذشته و بلافاصله پس از انتشار خبر، گمانه هاي مختلف فرهنگي و سياسي به ميان آمد که دلايل آتش گرفتن سينما را عمدي ارزيابي مي کردند. از جمله اين دلايل مي توان به حرف هاي اخير ليلا حاتمي که از مالکان فعلي سينما دانسته مي شود و بدل شدن کافه آنتراکت به يکي از مهم ترين پاتوق هاي روشنفکري اين سال ها و شايعه حضور نيروهاي ناشناس در دفتر سينما و کندن عکس هاي محمدعلي فردين و ديگر بازيگران قديمي از فضاي سينما اشاره کرد. با اين حال هنوز هيچ خبري مبني بر سوختن يا سوزاندن سينما به شکل رسمي منتشر نشده؛ آتش سوزي گسترده يي که از داخل سينما شروع شده و به سرعت تمام سالن اصلي را در خود گرفته است.
سینما آی سینما رکس ، آخرین فیلمتو بفروش
واسه هر بلیت یه دریا، گریه کن بغض منم روش ( یغما گلرویی)
نمی دونم چرا تو کشور ما تاریخ انقدر زود به زود تکرار میشه !
***
و اینک کیوسک

از اون تارزان بی عرضه که رفت و وارث جنگل شده چیتا!
سومین آلبوم کیوسک با نام ( باغ وحش جهانی ) وارد بازار شد. (البته نه بازار داخلی ) این آلبوم شامل ده آهنگ در سبک های مختلف از راک و جز گرفته تا تانگو و پانک ِ که به نظر من پخته ترین و صریح ترین کار کیوسک هم محسوب میشه ، به عقیده ی من در این آلبوم ِ که میشه تاثیر انتخابات سال ۸۴ و فرد منتخب اون رو روی آرش سبحانی و دیگر اعضای گروه درک کرد. هرچند همونطور که از روی اسم آلبوم مشخص اشعار اعتراضی این آلبوم فقط شامل ایران نمیشه و کاملا جهانی ِ! خوشحالم که خوراک آهنگ گوش دادن ِ چند وقتم در اومد !
ترانه ها : ۱. آی آی (۱) / ۲ .سیرابی نفت / ۳ . پراگماتیسم عشقی / ۴.آقا نگه دار
۵. کفش / ۶. لیوان ها ، بطری ها ،گالن ها / ۷. گروگانگیری در باغ وحش / ۸. چرخش پوچ
۹. یارُم بیا ( خواننده مهمان : محسن نامجو ) / ۱۰ . آی آی(۲)
پخش : بم آهنگ ( کانادا)
***
وقتی زیرزمینی ها روی زمین می آیند!

یه شاخه نیلوفر ، بذار روی قبرم !
پنجمین آلبوم محسن چاوشی و اولین آلبوم مجوز دار وی بعد از سال ها تلاش ! توسط شرکت آوای باربد به بازار اومد ( نمی دونم اگه این آوای باربد ُ نداشتیم چی کار می کردیم!) این آلبوم شاید بهترین کار چاوشی نباشه ، اما دلگرم کننده ترین کار او محسوب میشه ، دلگرمی ِشنیدن دوباره کارهای اورجینال و با کیفیت ِ خواننده ی به شدت با استعداد و خوش فکر پاپ ایران !
ترانه ها : ۱. یه شاخه نیلوفر / ۲. کجاست بگو / ۳. تبریک / ۴. چرا
۵.قله ی خوشبختی / ۶. هفته های تلخ من / ۷ . خاکستر / ۸. ناز
۹. تو که نیستی / ۱۰. دلتنگی / ۱۱ . بغض / ۱۲. عصا
پخش : آوای باربد
***
و باز هم بهروز صفاریان !

اگه عمرم یه نفس بود ...
هشتمین آلبوم سعید شهروز سه سال بعد از آلبوم ( پسرم) با نام ( بی خوابی ) وارد بازار شد. بدون شک ( پسرم) که به عقیده ی من نا امید کننده و تکراری ترین آلبوم شهروز به حساب میاد ، ضربه ی خوبی برای تولید ( بی خوابی ) بود. همکاری با موزیسین فوق العاده ای مثل بهروز صفاریان و سه سال زحمت روی آلبوم (بی خوابی) باعث شد تا پائیز امسال یکی از بهترین آلبوم های پاپ وارد بازار بشه ، اغراق نیست اگه این آلبوم رو بهترین آلبوم شهروز از ابتدای فعالیتش تا به امروزبدونیم...
ترانه ها : ۱. حرفامو باور کن / ۲. می بخشمت / ۳. توباید جای من باشی / ۴ . تبعیدی
۵. نفس / ۶ . زخمه / ۷. چند سال از امشب بگذره / ۸.ما عاشق هم بودیم
۹ . تو هم بسوز / ۱۰ . کوچه های خاطره
پخش : هم آواز آهنگ
***
وقتی سنگ پای قزوین از حمام رفت !

بالاخره بعد از ۹۰ روز تحمل علی کردان به عنوان وزیر کشور ، این دکتر ِ!! بزرگوار با رای قاطع نمایندگان مجلس از کار برکنار شد . نیازی به گفتن نیست که امثال کردان و از این دست دکتر ! ها در بین سران مملکتی ! به وفور دیده میشن اما اوج پر رویی زمانی شکل می گیره که جناب م الف نون می فرماید برای من این کاغذ پاره ها ( منظور مدرک تحصیلی است !) مهم نیست! وااااای !!! این جا دیگه کجاست !! و پایان این ماجرا صادق محصولی بود که به عنوان گزینه ی جدید ، با اختلاف نیم رای به وزارت کشور رسید . خدا به داد انتخابات سال دیگه برسه !
***
نمایشگاه مطبوعات و خاطراتی که دیگر نیست !

یادش بخیر چند سال پیش ، وقتی تو مکان دائمی نمایشگاه ها نمایشگاه کتاب و مطبوعات همزمان برگزار می شد ، عادتم بود تو یه روز ولرم ِ اردبیهشتی از صبح تا غروب بین غرفه های مختلف کتاب بچرخم و وقتی پولم تقریبا ته کشید بیام سراغ نمایشگاه مطبوعات ، تا یه مجله فیلم قدیمی بخرم یا واسه فلان مجله پیغام بنویسم یا ( اینو در ِ گوشی می گم ) تو دفتر نظرات مجله ی خانواده ی سبز و امثالهم ، فحش و بد و بیراهام رو پشت سر هم قطار کنم . ای بابا ، یادت بخیر جوونی!!! دو سال ِ که نمایشگاه مطبوعات نرفتم ، شنیدم دوره ی جدیدش چند روزی ِ شروع شده ، مثل اینکه این دوره تو مصلی برگزار شده ، امان از این مصلی که خاطره های ما رو به گه کشید !!
***
دعوت و حاتمی کیایی که از دست رفت !

چند هفته ای بود که قصد دیدن دعوت رو داشتم ، بالاخره دوست پاکی ! پیدا شد و با هم این فیلم رو دیدیم ، یاد روزهایی افتادم که بعد از نمایش به نام پدر روبروی مخالفان فیلم ( که خودمم جزوشون بودم!) وایمیسادم و می گفتم این بیچاره رو نذاشتن کار کنه ! بعد از دیدن سریال احمقانه ی حلقه ی سبز دیگه حرفی نداشتم که به کسی بزنم ( البته یه ذره فحش داشتم که موقع دیدن سریال به تلویزیون خونمون می دادم!) و حالا دعوت ! چی بگم! فحشام ُ قبلا دادم ! البته اینم بگم که قبل از دیدن فیلم، نگاه کردن به نام نویسنده ی فیلمنامه ، چیستا یثربی ( که به خاطر ترجمه های احمقانه اش از شعرهای سیلورستاین، دل ِخوشی ازش ندارم) ، خود به خود باعث شد که با یه پیش زمینه بد به دیدن فیلم برم ولی اگه بگم دلیل تنفرم از فیلم این پیش زمینه ی منفی ِ دروغ بزرگی گفتم !
***
بهرام برای صادق !

چه صادق هدایت کبیر و بهرام بیضایی بزرگ رو دوست دارید ، چه ندارید ، پیشنهاد می کنم داستان زیر رو بخونید ، چون فوق العاده است ...
به یاد ِ هادی صداقت برای ماندگاری جاویدانش ...
داستان هدایت نوشته ی بهرام بیضایی
***
* چند وقت ِغول بهم سر نمی زنه ، امیدوارم ناراحتش نکرده باشم ، کاش می دونست دلم چقدر واسش تنگ شده ...
* خداکنه وقت پیدا کنم و متن جدید ُ تموم کنم ، امان از هزار و یک کار بی خود....
* مجله ی شهروند امروز هم بسته شد ، بعضی موقع ها آرزو می کنم کاش سواد خوندن نداشتم !....
* چند وقت پیش شنیدم که بهروز وثوقی مرده، می خواستم انقدر گریه کنم تا کور شم ، بعدش فهمیدم یه خبر دروغ بوده از یه شایعه پراکن ِ کثافت ، خوب که فکر کردم دیدم بهروز خیلی وقت ِ مرده ، چی بدتر از این که بازیگر باشی و بازی نکنی ....
* تمام سعیم ُ می کنم تا وقتی خوانواده سریال حضرت یوسف ُ نگاه می کنن خونه نباشم ، واقعا حیف این همه پول و امکانات ، اینجاست که برای بار هزارم به همه ثابت میشه که روابط همچنان بهتر از ظوابط ِ! یاد یکی از دوستام بخیر که اسم یه جای خاصی از بدنش رو گذاشته بود ، فرج الله سلحشور !
* امشب یه بارون حسابی اومد ، وقتی بارون میاد دنیا یه جور دیگست ، یه جوری که هیچوقت نبوده...
یا حق ....