طبق معمول هر سال که از بیننده های ثابت فیلم های جشنواره فجر بودم ، امسال نیز به دیدار آثار جدید فیلمسازان رفتم ، اما فرق بزرگی که جشنواره ی امسال با سال های قبل برای من داشت ، این بود که بلیت ها رو به صورت پیش فروش تهیه نکردم و دلیل این امر هم شرایط عجیب جشنواره ی عجیب امسال بود ، بخش مسابقه سینمای ایران در این جشنواره محدود به شش روز شده بود و به همین ترتیب گروه بندی ِ فیلم ها هم بر خلاف همیشه که دو گروه بود ،تبدیل به چهار گروه شده بود که به زحمت در هر گروه یک یا دو فیلم خوب پیدا می شد . متاسفانه در جشنواره ی امسال به لطف وزارت ارشاد در همان ابتدا چند فیلم مهم از جمله فیلم های فیلمسازانی مثل سامان مقدم ، سامان سالور ، پریسا بخت آور ، منیژه حکمت و... به خاطر مسائل ممیزی کنار گذاشته شد و حتما با خبرید که فیلم خاک آشنا ساخته ی بهمن فرمان آرا هم بعد ها به همین دلیل ( به در خواست کارگردان) از جشنواره کنار گذاشته شد ، اما از همه این حرف ها که بگذریم ، من در این جشنواره چندین فیلم دیدم که به تفکیک در موردشان صحبت می کنم : در میان ابرها / وقتی فیلمی روی هواست تنها دلیلم برای دیدن این فیلم ، حضور دوست عزیزم نوید محمد زاده در این فیلم بود ، اما متاسفانه جز بازی خوب او و دو سه نفر دیگر ، نکته ی دیگری در این فیلم وجود نداشت ، و به نوعی افتضاح بود !! به همین سادگی / طرحی ساده ، پرداختی عمیق به نظرم میرکریمی با این فیلم ثابت کرد ، در عین اینکه فیلمسازی را به خوبی می شناسد ، از تجربه کردن هم ابایی ندارد ، بازی هنگامه قاضیانی ، فیلمبرداری آلادپوش و فیلمنامه ی تجربی میر کریمی و راستین در این فیلم فراموش نشدنی است . دیوار / ساخت تلویزیونی ، جذابیت بازیگری بازی گلشیفته فراهانی مثل همیشه ، در این فیلم هم دیدنی است ، فیلمبرداری حسین جعفریان عالی است ، فیلمنامه هم هر چند کوتاه شده ، اما ساده و کم نقص است و تماشاگرش را خسته نمی کند حس پنهان / حیف پولی که دادم ! فیلم پر بازیگری که خیلی زود به همه نشان داد فقط بازیگر دارد ، فیلمنامه کمی از افتضاح جلوتر است !بازی محمد رضا فروتن دست کمی از افتضاح ندارد و فقط تنها نکته ی خوب فیلم بازی حامد بهداد است . کنعان / سر و صدای الکی ! مانی حقیقی را از فیلم کارگران مشغول کارند می شناسم ، خوشحالم که برای فیلم پر سر و صدای کنعانش شلوغی ِصف رو تحمل نکردم . متاسفانه مانی حقیقی ، اعتباری که از کارگردانی کارگران.. و نوشتن مشترک فیلمنامه چهار شنبه سوری به دست آورده بود را به یک باره با این فیلم به باد فنا داد . بازی ترانه علیدوستی و افسانه بایگان در این فیلم ستودنی است . تنها دوبار زندگی می کنیم / تنها یک بار زندگی کردم ! دو سال پیش بعد از دیدن فیلم چند کیلو خرما برای مراسم تدفین سامان سالور ( که در بخش میهمان حضور داشت ) مطمئن شدم که فیلم های بخش مسابقه ، از روی روابط و نام ها انتخاب می شوند ، نه از روی کیفیت ! امسال نیز با دیدن فیلم تنها دوبار... کاملا به نتیجه گیری ام مطمئن شدم ، فیلمبرداری عالی ، فیلمنامه ی عالی تر ، موسیقی فوق العاده ی حسین علیزاده و کارگردانی پخته ی بهنام بهزادی )عجیب که فیلم اولش بود! ) فیلمی به شدت خوب را ساخته بود که مطمئنا اگر در بخش مسابقه بود ، سیمرغ ها را درو می کرد ، به تعبیر خودم اگر تمام فیلم های بخش مسابقه جشنواره را با هم جمع کنیم ، باز هم به پای این فیلم تجربی و زیبا نمی رسند. آواز گنجشک ها / خسته نباشید آقای ناجی مطمئنا بزرگترین امتیاز این فیلم خوب در بازی رضا ناجی است ، متاسفم به حقش، که دریافت سیمرغ بلورین بود نرسید . فیلمنامه و کارگردانی مجیدی و موسیقی استاد علیزاده در این فیلم ستودنی است. شب / وای از دست صدر عاملی ! این فیلم که به قول برخی ، یک فیلم تبلیغاتی برای زیارت است ، جز خراب کردن نام صدر عاملی کار دیگری نمی کند ، فیلمنامه ی معمولی ، کارگردانی بد و فیلمبرداری بدتر ، از بدی های ! این فیلم بود و بازی خوب خسرو شکیبایی و امین حیایی از نکات مثبت این فیلم ! محیا / ولمون کن اکبر ! محیا ساخته ی اکبر خاجویی رو خیلی اتفاقی و ناخواسته دیدم ! توقع دیدن یک فیلم خوب رو نداشتم و ندیدم ! صحبت کردن از عشق اون هم به شکل هندیش ! واقعا در طاقت این زمونه نیست ! کاش خاجویی به ساختن سریال هایی مثل پدر سالار بسنده می کرد و به دوری ِشانزده سالش از سینما پایان نمی داد! جعبه موسیقی / یادت بخیر شب های روشن ! این فیلم را فقط به خاطر فیلم دوم فرزاد موتمن یعنی شب های روشن دیدم ! باورم نمی شد کسی که با شعور بالایش به فیلمنامه سعید عقیقی آن طور جان داده بود ، حالا چطور حاضر به ساخت چنین فیلمنامه مزخرفی شده بود! از این فیلم فقط یک دیالوگ می گویم و بس : پسر اول ( به خدا اسمش یادم نیست) : آقا (امام زمان ) کی میاد ؟ . .. پسر جوراب فروش ( اسم اینم یادم نیست ) : هر وقت لایقش باشیم !!! خواب زمستانی / چه خوابی کردم ! از آنجا که من علاقه ی شدیدی به سینما و همچنین فیلم دیدن دارم ، هیچ وقت در سالن سینما نمی خوابم و عادت ترک سالن در نیمه فیلم را هم ندارم ( حتی سر بدترین فیلم ها !) اما از عجیب ترین اتفاقات بود که بعد از گذشت ده دقیقه از این فیلم به خواب رفتم و نیم ساعت بعد به لطف فریاد یکی از شخصیت ها از خواب پریدم ! جالب اینجا بود که بعد از گذشت نیم ساعت هیچ اتفاق جدیدی در فیلم نیفتاده بود ، اینگونه بود که بعد از گذشت نیم ساعت دیگر سنت شکنی ِ دیگری کردم و سالن رو ترک کردم !! باید آفرین گفت به سیامک شایقی ( کارگردان فیلم ) که در انتخاب اسم فیلم انقدر عالی عمل کرده بود !!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 21:18 توسط نوید ایزدیار
|

لحظه ی تصور اندیشیدن به عمق گودال سیاه ، خلایی بی نهایت را در جلوی ذهنم پدیدار کرد /
که چه زود شد دیرم / برای خندیدن / برای رقصیدن لختم در میان تنهاییم / و گوش هایش تیز بود ، تیز تر از تیغ تازه ام / وای که رگ هایم هم فریاد برآوردند ... یکی مارا قطع کند سایه (ع.م.م) می نویسم برآب با سر انگشتی خشک کو طلوع خورشید ؟ کو حضور مهتاب ؟ نوید ایزدیار
+
نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 11:41 توسط نوید ایزدیار
|
